عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
450
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
فكأنّ الوحول ليل محبّ * و كأنّ السّماء كفّ جواد يعنى : ميان من و درگاه شما دو حال حايل گشته : زمينهاى گلناك و نزديك بودن زمان نخستين باران سال امّا زمينهاى گلناك گويى شب عاشق است [ بىپايان و آزارنده ] و آسمان نيز مانند كف مرد بخشنده ريزان . كفّ الضّبّ - ابهام الضّبّ . كفّة حابل - حلقة الخاتم . كلاب الجنّ . سگان جنّ . جاحظ گويد : امّا در بيت زيرين از عمرو بن كلثوم ، منظور ، شاعراناند : و قد هرّت كلاب الجنّ منّا * و شذّبنا قتادة من يلينا يعنى : سگان جن از ميان ، بانگ برآوردند و ما [ ناچار ] درختان و شاخههاى كسانى را كه ما را دنبال مىكردند - [ يعنى شاعران را ] شكستيم چه اعراب « كلاب الجنّ » را شاعران مىدانستند . كلاب النّار . به خوارج و زنان مويهگر ، سگان آتش گفتهاند ، نيز به مردم پست و فرومايه اخوان الشّر ، و همزمان آنها را كلاب النار گويند . كلاب النّاس . افراد پست و كم خرد را سگان مردم گويند . يكى از پيشينيان گفته است : بدگويى پشت سر ديگران نانخورش اين كسان است و ميوهء افراد ترسان و بد دل . شاعر گفته : لكلب الإنس إن فكّرت فيه * اشدّ عليك من كلب الكلاب يعنى : چون نيك بنگرى ، بدگويان [ كه پشت سر آدمى با بدگويى خود او را مىآزارند ] بدتر از گزيدن و گاز گرفتن سگ است . و منصور فقيه گفته : كداماند سگان سگان : آنان مردمانى هستند [ كه از ديگران بدگويى مىكنند ] و چون فربه گردند بيشتر از سگان گزند رسانند . كلام الببّغاء . كسى را كه سخنانش از روى آگاهى و دانايى نباشد و هر چه بشنود و يادش